تعريف مفاهيم سوادآموزي بزرگسالان
آموزش بزرگسالان فرايندي است سازمان يافته به منظور ايجاد آگاهي، شناخت و مهارت در بزرگسالان براي حركت در جهت تكامل و تعالي، شركت فعالانه در تعيين سرنوشت جامعهء خود از لحاظ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و ضرورتي است كه هر كشوري با توجه به شرايط خود نسبت به تدارك آن اقدام مي نمايد.
رفع نقايص آموزش و تربيت بزرگسالان بعد از دههء 1950 و به دنبال برنامه هاي رشد و توسعه در كشورها بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت.
اصطلاحات مترادف با آموزش بزرگسالان:
الف: آموزش غير رسمي كه موازي با آموزش رسمي و پاسخي براي رفع محدوديتهاي آموزش رسمي است. ماهيت اين آموزش براساس روش ياددهي- يادگيري است، در ميان كاركنان و سطوح آموزش و پرورش سلسله مراتبي ندارد و در هر موقعيتي مي تواند انجام گيرد.
ب: آموزش مداوم كه در حقيقت شامل آموزشهايي است كه انسان درطول زندگي از هر منبع و نهاد آموزشي دريافت مي كند و تمام فرايند تربيت فردي و اجتماعي انسان را در بر مي گيرد. آموزش بزرگسالان تنها بخشي از اين آموزش شامل خواندن، نوشتن و رياضيات مقدماتي را در بر مي گيرد.
ويژگي هاي آموزش بزرگسالان
توجه به ويژگي هاي آموزش بزرگسالان و درك قبلي داشتن از اصول و اهداف آن، ضرورت مشاركت هر فرد در طرحريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي بزرگسالان مي باشد. سه ويژگي اصلي آموزش بزرگسالان عبارتند از:
1- هدفمند بودن: اهداف آموزش بزرگسالان به عنوان پاره نظام آموزش و پرورش در سطوح آرماني و ملي با اهداف نظام آموزش و پرورش كشور هماهنگ است ولي در سطوح اهداف ويژه يا مقاصد آموزشي و هدف هاي رفتاري، داراي ويژگي هاي خاص خود مي باشد. با وجود اختلاف نظر صاحبنظران در اين مورد، نتيجه معقول و منطقي اين است كه به اين تفاوت ها در سطوح مورد اشاره توجه كنيم.
برخي از اين اهداف خاص شامل: محو جهالت در كليهء صورت هاي آن، ايجاد آگاهي سياسي، از ميان بردن جنبهء اسرارآميز بودن علم و دانش، آماده ساختن بزرگسالان براي درك و قبول تغييرات اجتماعي، كاهش نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي، شناساندن قدر و منزلت انسان، درك بهتر خويشتن و تداوم آموزش.
2- سازماندهي و ساختار تشكيلاتي خاص: اين سازماندهي بر مبناي شرايط خاص سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي هر جامعه به صورتهاي زير مي باشد:
الف: تشكيلات دولتي متمركز مانند ايران
ب: تشيكلات دولتي غير متمركز مانند هندوستان
ج: تشكيلات غير دولتي و غير متمركز
هر يك از اين نوع سازماندهي ها داراي محاسن و معايبي هستند اما توصيه مي شود كه در اين سازماندهي به سه اصل توجه شود: 1- حداكثر تمركز در سياست گذاري، 2- تعيين راهبردها و برنامه ريزي، 3- حداكثر عدم تمركز در اجراي برنامه ها. اين عوامل در گسترش و تداوم آموزش درجوامع مؤثرند. اين عوامل از نظر سهولت مطالعه در دو گروه درون سازماني (معلمان و كارشناسان، منابع مالي و مادي تخصيص يافته به آموزش بزرگسالان) و برون سازماني (زبان و خصوصيات آن، آداب و رسوم و عقايد مذهبي، وسايل ارتباطي، راهها و وسايل حمل ونقل) طبقه بندي مي شوند.
3- تناسب روشهاي تربيتي و برنامه هاي تحصيلي با نياز يادگيرندگان: اين ويژگي ايجاب مي كند كه روشهاي آموزش بزرگسالان با روشهاي آموزش كودكان و نوجوانان متفاوت باشد. در اين صورت مواد و محتواي آموزشي براي بزرگسالان نيز متفاوت است.
بنابراين شايسته است كه مطالعات علمي و دقيقي در زمينه هاي روشهاي تدريس و آموزش و نيز برنامه ريزي درسي و تدوين محتواي آموزش براي بزرگسالان صورت گيرد تا در جذب و نگهداري آنان در كلاسهاي آموزشي موفق تر باشيم.
روان شناسي يادگيري و آموزش بزرگسالان
از ديدگاه روان شناسان كاربرد قوانين يادگيري مانند تمرين و تكرار و تكيه بر معلومات قبلي، نتايج مثبتي در آموزش بزرگسالان دارد. مطالعات يادگيري نشان مي دهد كه ظرفيت يادگيري بزرگسالان كاهش محسوسي پيدا نمي كند لذا به آساني ياد گرفته و عملاً از آموخته هاي خود استفاده كنند. انگيزه در يادگيري بزرگسالان نقش اساسي دارد. از عوامل مؤثر در بيداري انگيزه يادگيري مي توان به اين موارد اشاره كرد:
1- ايجاد ارتباط درست و قوي ميان وقت، استعداد و نياز بزرگسالان و برنامه هاي آموزشي،
2- انتخاب اهداف نزديك و دست يافتني،
3- نيازهاي آموزشي نشانه دار، نياز هاي آموزشي احساس شده، نياز هاي آموزشي واقعي،
4- تصور بزرگسال از خود كه اغلب اشتباه بوده و تلاش معلم در تصحيح اين تصور مي تواند به عامل مهمي در موفقيت فرد در يادگيري و ساير موارد زندگي تبديل گردد،
5- هيجانات مثبت (افزايش دقت براي غلبه بر اضطراب) و هيجانات منفي (دستپاچگي و كاهش دقت)،
6- عوامل فرهنگي كه سهم افراد را در ايجاد فرهنگ يادآور مي شود. از اين طريق مي توان راههاي نفوذ به فرهنگ محدود افراد بيسواد را يافت و در جهت تغييرات ضروري گام برداشت.